سال نو مبارک
عیدت مبارک جیگرم بعد از مسافرت های نوروزی و سورپرایزی که امسال برای گل پسری داریم با یک عالمه عکس تو پست بعدی برمیگردیم عید همه دوستاس وبلاگی فرحان مبارک ...
نویسنده :
مامان سما
18:54
14- 15 ماهگی فرحان مامان
سلام گل مامان با یک ماه تاخیر بالاخره او مدم، تا بازهم عشقم را و روز های قشنگ با تو بودن رو به ثبت برسونم . ناملایمات زندگی با وجود تو برام معنی و مفهوم ندارد .تو وجود منی . تو عصاره ای از خدای منی تو برکت و روزی زندگی منی. بگذار دیگران ....معنای عشق ما را درک نکند مهم برایم با تو بودن است و دیگر هیچ..... .. تو برای من همه چیزی،...من درکنار تو به کمال میرسم با عشق تو عاشق معبود میشم وباعشق تو به زوایای عشق مینگرم. قشنگ مامان تو این دو ماه کلی تو راه رفتن پیشرفت کرده دیگه به راحتی راه میره و یه جورایی میدوی کلی هم دایره لغاتت بیشتر شده بجز ماما- بابا- جیز - بهبه- آب-ایی که همون دایی -دد - آتیش هم اضافه شده چند روز پیش ...
نویسنده :
مامان سما
19:57
عکس های 13 ماهگی
13 ماهگی نفسم
عزیز مامان 13 ماهگیت مبارک گل م ن پسر قشنگ من بعد از یه سرماخوردگی شدید توی این ماه تازه خوب شده شروع به تمرین راه رفتن مجدد کرده. و با تشویقهای مامان وبابا به فعالیت های خودش ادامه میده .عزیز مامان اعضا صورتش رو کامل میشناسه. 5 قدم راه میره و خودش رو تشویق میکنه.با غریبه ها ارتباط خوبی داره. عاشق بابا بزرگشه و تحت هر شرایطی اونو به بقیه ترجیه میده. راستی به کشف جدید شما از درخت میترسی وقتی کنار درخت بریم خودتو ازش دور میکنی . عکس های جدیدش رو هم تو پست بعدی میزارم بازم مثل همیشه اینو بدون مامان و بابا عاشقونه دوست دارن پسر قشنگ مامانی راستی امروز 6 دندون...
نویسنده :
مامان سما
12:58
جشن تولد یکسالگی شازده مامان
مامانی برای جشن تولد شازده پسر از یک ماه پیش دنبال تم و کار های جانبی بود. تم هارو دوست داشتم خودم درست کنم چون خیلی برای تولد ذوق وشوق داشتم بابای بنده خدا هم هر کاری میخواستم انجام بدم هیچی نمیگفت وفقط میاومد خرید و یک روز کامل که توی بازار تهران دنبال وسایل تم بودیم که کاملا ناموفق بود ..... کارها اون موقع قاطی شد که خاله هدی هم تماس گرفت که پنجشنبه شب تولد گرفته...ما هم که به خاطر شاغل بودن بیشتر مهمون ها مجبور بودیم تولد رو روز جمعه بندازیم . خلاصه از یک طرف درگیر تولد و کادو خریدن برای خاله هدی از طرفی هم کارهای تولد فرحان مامان از طرفی هم بابای به خاطر فشار کاری چند روز قبل جمعه حالش بد شد و ما بیمارستان بودیم..... دست خاله سهیلا و...
نویسنده :
مامان سما
22:33
یکسالگی آقافرحان ما
عزیزم یک بهار یک تابستان یک پاییز و یک زمستان را دیدی. از این پس همه چیز دنیا تکراریست.این انسانها هستند که روزها و ماه ها را تغییر میدهند. عشقم تولدت مبارک هدیه ات تمامی ستارگان آسمان، تمامی گلهای روی زمین،آواز هرچه پرنده خوش صداست،تمامی قلبم،همه ی زوایای روحم وسراپای جان وتنم کاش که بپذیری عشقم را, قلبم وروحم را... عزیزم پاره تنم، نورچشمم، فرزندم تولدت مبارک تو آمدی با نگاه های شیرینت با خنده های دلنشینت و با گرمای دلپذیرت، مگر میشود از یاد برد اولین بوسیدنت ، بوییدنت را ... چگونه برایت از شادی دیدنت بگوییم از شوق بی وصفش ...تو آمدی و به زندگیمان رنگ دیگری دادی رنگی ...
نویسنده :
مامان سما
19:16





